مریم قربانی maryam ghorbani

ترزبان (مترجم) ایرانی iranian translator

ترزبان (مترجم) ایرانی iranian translator

مریم قربانی maryam ghorbani

یک‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹  ۰ نظر   ۹۱ بازدید

مریم قربانی

شاعر ، ترزبان (مترجم) و
آموزگار زبان فرانسه.

زاده ی هفتم تیرماه ۱۳۶۰ تهران.

کارشناس ارشد زبان و ادبیات فرانسه.

مریم قربانی یک شاعر سپید سراست و ازسال ۱۳۹۳ سرایش و برگردانی شعر را آغازکرده وتاکنون

سروده های بسیاری را از ادبیات فرانسه به پارسی و گاهی هم از پارسی به فرانسه برگردانده است.

برگردانی گزیده ی سروده های دویست سال اخیر فرانسه در مجموعه یی با نام
(رودخانه هابه عقب برنمی گردند)
به دست #نشرآنیما
دردست انتشاراست.

این مجموعه دارنده ی چهل سروده از بیست و شش سراینده ی فرانسه دوقرن اخیر است،
نام مجموعه هم سطری از یک شعر بلندی است از ( گیوم آپولینر )

سروده ها از شاعرانی چون

René Char (رنه شار)
1907 _ 1988

Andrée Chedid
(آندره شدید)
1920_2011

Boris Vian (بوریس ویان)
1920 _ 1959

Louis Aragon (لویی آراگون)
1897 _ 1982
برنده جایزه رنودو 1936

Paul Éluard (پل الوار)
1895 _ 1952

Guillaume Apollinaire (گیوم آپولینر)
1880_1918

Yves Bonnefoy (ایو بُن فوی)
1923_2016


Jean Cocteau (ژان کوکتو)
1889_1963


Paul-Marie Verlaine
(پل ماری ورلٙن)
1844_1896

Philippe Soupault (فیلیپ سوپو)
1897_1990

Paul Vallery (پل والری)
1871_1945

Robert Desnos (روبر دسنو)
1900_1945

Arthur Rimbaud (آرتور رٙمبو)
1854_1891

Francis Ponge (فرانسیس پونژ)
1899_1988

Charles Baudelaire (شارل بودلر)
1821_1867

Philippe Jaccottet (فیلیپ ژکوته)
1953


Bernard Dadié (برنار دادیه)
1915

برنده جایزه ادبی عاج به سال 2010

Stéohane Mallarmé
(استفان مالارمه)
1842_1895

Anne De Noailles (آنه دو نو اِی)
1876 _ 1933

Thèoghille Gautier​ (تئوفیل گوتیه)
1811_1872
هستند

و برگردان سروده های کوتاه عمران حیدری آریا از پارسی به فرانسه.

ترجمه ها صرفا به دلیل علاقه شخصی ایشان بوده و ترتیب شاعران بر اساس زادروز آنهاست و قطعا جای شاعران

خوب دیگر ادبیات فرانسه با توجه به هم عصری با شاعران گردآوری شده در این مجموعه خالی است.

🔵 یک شعر از این شاعر

صورتم را برگرداندم
در تاریکی ِ اتاق چه می کردم؟
چه می خواستم؟
سی و دو استخوان سخت
در دهانم جا نمی شدند
مست بودند

رفتم

هرچه عقب تر رفتم
نزدیک تر شدم
نزدیک تر شدم به خیابان
می خواستم پاهایم را جابگذارم در اعتراض های خیابانی
در پیاده رو ها

نمی توانستم دوستت بدارم
با قلبم
با دستهام

دهان می خواستم چه کار؟
دهانم رهایم کرده بود
مست بود
سی و دو استخوان سخت
در دهانم جا نمی شدند

رفتم

صاعقه ها
همیشه هم فریاد نمی زنند

کسی
جای خالی اش را
در تنم پنهان کرده است

دیدگاه خود را بیان کنید